هیچ می دانی چرا چون موج
در گریز از خویشتن پیوسته می کاهم ؟
 زان که بر این پرده ی تاریک این خاموشی نزدیک
 آنچه می خواهم نمی بینم
و آنچه می بینم نمی خواهم !

نظرات 6 + ارسال نظر
امیر جمعه 9 دی‌ماه سال 1384 ساعت 09:21 ب.ظ http://pws.blogsky.com

سلام دوست عزیز
متن زیبا ای نوشتی بهت تبریک میگم
امیدوارم که حالتون خوب باشه و وقتتون به شادی
وب شما هم فوق العاده با احساس و دلنشین است
منتظر حظور سبزت هستم
موفق و سر بلند باشی

سرمه جمعه 9 دی‌ماه سال 1384 ساعت 11:08 ب.ظ

من آزادی نمی خواهم....

ف جمعه 9 دی‌ماه سال 1384 ساعت 11:30 ب.ظ

مشکل شما همینه ! وقتی کسی از بین عوام باهاتون صحبت می کنه عکس العملتون مطابق حرفهاتون نیست... من بقدر لازم دیده ام اما شاید نه بقدر کافی!!!

MB شنبه 10 دی‌ماه سال 1384 ساعت 09:50 ق.ظ

خوب این نظر شماست!
به من چه ربطی داره؟
شما حق دارین هر برداشتی می خواهید
از رفتار من داشته باشین
و من هم حق دارم ، برداشت بقیه
هیچ برام مهم نباشه!
این را هم بقدر لازم دیده اید حتما!
اما شاید نه بقدر کافی!

ُُّSF شنبه 10 دی‌ماه سال 1384 ساعت 06:22 ب.ظ http://somayehfarhadi.persianblog.com

یه سوال technnical داشتم: موج چه جوری از خودش می کاهد؟؟؟!!!

JaSa شنبه 10 دی‌ماه سال 1384 ساعت 10:25 ب.ظ

اسکن کردم. ۱۰ مگابایت شد
نمیشه با اینترنت فرستاد
یاهو ای-میل هم خرابه

برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد