سلام ..سال نو مبارک...همین!
؟؟ ۷
سسسسسسس:دی
mon cher ami :خوشبختی ؟؟؟ محاله ؟؟؟
منم!:دی
دارم به انتها نزدیک می شم شاید یکی دو قدممی گویند در همان ابتدای حکایت باید یکی می بودیکی نمی بودمی گویند باید غیر از خدا هیچکس نمی بودشاید برای من که افتادن ستاره ام را از طاقچه ی زمان دیده امتحمل ریزش همه ی پیوندهایم آسان باشدولی حالابگذار برگ های سرگردان صبوری منزیر اجبار استعاره اتبشکنند و بشکنند ..می خوام بودنم رو از زبان تو بشنوم می خوام ...
سلام ..سال نو مبارک...همین!
؟؟
۷
س
س
س
س
س
س
س
:دی
mon cher ami :
خوشبختی ؟؟؟
محاله ؟؟؟
منم!:دی
دارم به انتها نزدیک می شم
شاید یکی دو قدم
می گویند در همان ابتدای حکایت
باید یکی می بود
یکی نمی بود
می گویند باید غیر از خدا هیچکس نمی بود
شاید برای من
که افتادن ستاره ام را از طاقچه ی زمان دیده ام
تحمل ریزش همه ی پیوندهایم آسان باشد
ولی حالا
بگذار برگ های سرگردان صبوری من
زیر اجبار استعاره ات
بشکنند و بشکنند
..
می خوام بودنم رو از زبان تو بشنوم
می خوام ...