معلم دوم راهنمایی،بر خلاف تمام معلم های دیگر
به جای «ای نام تو بهترین سرآغاز»
با حزنی که هنوز به خوبی به خاطرم نزدیک است
می خواند:

تا عهد تو در بستم
عهد همه بشکستم
بعد از تو روا باشد
نقض همه پیمان ها!

پ.ن: مزه های خالی از لطف دکتر فرهادی
        کنایه های سحرآمیز دکتر بزرگمهری
       دنباله رویهای کودکانه ی دکتر پیشوایی
      تفاخر های بیجای دکتر باستانی
      
من از تکرار خیلی زود خسته میشوم!
همان سال اول به خط پایان رسیدم..جایی که
 بیشتر دوستانم حتی بعد از اتمام تحصیل به آن نرسیدند
و بقیه نیز نخواهند رسید...
آدم ها وقتی جنبه های روحانی و معنوی شان را 
فراموش میکنند خیلی کوچک میشوند
همین تکراری شان میکند..من از تکرار بیزارم!
تمام اینکه دوستی نمی تواند با من همراه شود
به همین است..هرکس جایی متوقف میشود/
بالاخره یک آرزویی ظاهرا جذاب پیدا میشود و یقه شان را میگیرد/
من باز تنها به پایان رسیدم...
تو فکر کن شکست خوردم!
اما من اینجا در خط پایان تنها ایستاده ام!
من از تکرار خسته ام...
 

چه پاسخی شکننده تر بر یک آرزوی خام.
و چه امیدی برتر از آن؟
اندک آبروی باقی مانده ام هم نزد خدا رفت!

-و لا تهنوا و لا تحزنوا و انتم الاعلون ان کنتم مومنین
-ان یمسسکم قرح فقد مس القوم قرح مثله
و تلک الایام نداولها بین الناس
و لیعلم الله الذین آمنوا
و یتخذ منکم شهدا
و الله لا یحب الظالمین.
لیمحص الله الذین آمنوا و یمحق الکافرین
ام حسبتم ان تدخلوا الجنة و
لما یعلم الله الذین جاهدوا منکم و یعلم الصابرین

-و لقد کنتم تمنون الموت من قبل ان تلقوه . فقد رایتموه
و انتم تنظرون!

The spaces between your fingers

تا ابد بغضِ منِ تبزده کال است عزیز
دیدن گریه ی  تمساح محال است عزیز !

تا شما خانه تان سمت شمال ده ماست
قبله دهکده مان سمت شمال است عزیز

پنجره بین من و توست، مرا بوسه بزن
بوسه از آن طرف شیشه حلال است عزیز !

ما دو ریلیم به امید به هم وصل شدن
فصل گل دادن نی ، فصل وصال است عزیز !

ماه من ! عکس تو در چشمه گل آلود شده
عیب از توست !...ببین ! چشمه زلال است عزیز !

ای کاش یک ذره صداقت شهیدانم بود!

 

 نفرت از روزها و شب ها می بارد
چه دروغی بزرگتر از همین نام ماه اول!

پ/ن:
بی دل و خسته  در این شهرم  و دلداری نیست 
غم دل با که توان گفت که غمخواری نیست
 
شب  به بالین من خسته  به غیر از  غم  دوست
زآشنایان کهن یار و پرستاری نیست...