احساس گلادیاتور پیر و جسوری را دارم
که دیگر
تفاوت طعم تلخ شکست هایش
و پیروزی های جوانی اش،
غرورش را نمی خراشد!

یادت می آید
برایت نوشتم که هر کس به اندازه ی صفای روح خود به من
نزدیک میشود
من هیچ کس را از خود طرد نمی کنم
این نقطه های کثیف روح است که انسان را باطل میکند...
و تو باز هم
بعد از بارها عذر خواهی ظاهری دروغ گفتی..
برای بار آخر از تو می خواهم:
فراموشم کن!

و در تمام کابوس های شبانه این روزها با بدجنسی
اسم -لیورپول-را به زبان می آوری...!

آیا مترسک ها حجم خسته ی نسیم را می فهمند؟

جان چه باشد که فدای قدم دوست کنیم
این متاعی است که هر بی سرو پایی دارد