اللهم ارزقنا شهادة فی سبیلک..
« تبری می جویم
از سنگ جاهلی که
نرخ مروارید محمدی را شکست
از پولادی که در کوفه
برج آفتاب را به دو نیم کرد
و در عاشورا
بوسه گاه نبی را در نوردید..»
سید حسن حسینی
اگر آن صنم ز ره ستم پی کشتنم بنهد قدم
لقد استقام بسیفه و لقد رضیت بما رضی ..
به دیار عشق تو مانده ام ز کسی ندیده عنایتی
به غریبی ام نظری فکن تو که پادشاه ولایتی !
تا شدم حلقه به گوش در میخانه ی عشق
هر دم آید غمی از نو به مبارک بادم!
الحمدلله الذی هدانا لهذا و ما کنّا لنهتدی لولا ان هدانا الله ..
پ.ن :
درست یکسال از اینجا آمدنم گذشت..مثل برق..
از خدا شرمنده ام ..
که هیچ قدمی در راهش بر نداشته ام..
و به خودم ستم کردم ..
ربنا اننا ظلمنا انفسنا و ان لم تغفر لنا و ترحمنا لنکونن من الخاسرین..
از خدا می خواهم که فرصت جبران گذشته را
به من بدهد ..
و مرا به دست خویش بسازد..
و سرباز اسلام و مسلمین قرار دهد..
ربنا انک جامع الناس لیوم لا ریب فیه
ان الله لا تخلف المیعاد
خدایا .. مرا دوست داشته باش..
و از شر شیطان و دوستان شیطان .. مصون بدار..
خدایا ..
از غفلت ها و گناهانی که غضب تو را
حلال می کند .. به تو پناه می برم ..
ربنا لا تجعلنا فتنة لقوم الظالمین ..
یا من یسمی بالغفور الرحیم ..
بگو کجا برم آن جان که از غمت ببرم ...
پ.ن ۱ : انصاف نبود که دستم را بگیری
و درست سر بی قراری
رهایم کنی به آرزوهای دور..
پ.ن ۲: از روزهای شلوغ..
از روزهایی که هر روز و هر لحظه به آدمی یا حرفی
فکری می کردی..فاصله گرفته ای.
و حالا هیچ..
سکوت..
من حتی نوشته های قبلی همین جا را هم نمی توانم بخوانم
چرا نباید آدم از خودش پشیمان باشد..
..
من از خودم توبه می کنم..
از خدا می خواهم که مرا بپذیرد
و مرا برای خودش بسازد..
پ.ن : اللهم انی اسالک موجبات رحمتک
و عزائم مغفرتک ..