کینه برای مومن سم است.

پ.ن۱: من علمنی حرفا فقد سیرنی عبدا !!

پ.ن۲: این چند خط فی البداهه به ذهنم رسید
          شاید درک عمیق تر آن منوط به لحاظ اصلsuperposition است.

غوطه ور در کام دریای شمال!
در جنوب فکر تو،
راهی به مرکز می برم.

پاسکال می گوید:
دیوانگی بشر چندان ضروری است
که دیوانه نبودن ،خود شکل دیگری از دیوانگی است.

پ.ن۱: من بقیه را احمق فرض می کنم!
پ.ن ۲: در بعضی نقد ها هر دو  طرف راست میگویند
           و هر دو حق دارند.(ر.ک-->پ.ن۱)

اگر این دیدار های دربی رفت و برگشت نبود
از کجا می تونستن بفهمن که ما اینقدر مسخره ایم!

اگر من به نزد پُلیسی
که در گوشه خیابان ایستاده است
بروم و بگویم:
«ببخشید، آقای پلیس؛
من یک جاسوسم!»
او می‌خندد و می‌گوید:
«بله، من هم گاه چنین احساسی دارم.»

انرژی اتمی حاصل زحمات فرزندان این مرز و بوم است.


~پ.ن:تا جایی که من دیدم 
          آنجا
          حتی چمن های اطراف نیز
          بوی تند چکمه های روسی میدهد.