که ما کشتی در این طوفان به سودای تو می رانیم ..
~ خدا را شکر که محرّم نزدیک است
که بغض هایم انگار دیگر طاقت ندارند..
اشک هایی که دلشان نمی خواهد
بدون نام تو جاری شوند..
و
اگر چه بی قرارم امروز
و دلم سخت بی تاب ..
به دست های تو
امیدوارم ..
~ کاش آدمی اینقدر که دغدغه ی خودش را داشت
نگران دلش بود..
من از تمام زاویه ها
به چشمان تو پناه می برم..
~ به قول خواجه :
معشوق را حیلت بسیار است..
و من با ذره ذره وجودم معتقدم
که در این تلخی ..
محبت تو پنهان است
و به موقع
آشکار می گردد..
و لسوف یعطیک ربک فترضی..
تو هیچ عهد نبستی
که عاقبت نشکستی
مرا به آتش عشقت
نشاندی و ننشستی ..
و اوفوا بعهد الله اذ عاهدتم...
پ.ن : میگه : گاهی اتفاقات فرصت هستند
رنج ما را که توان برد به یک گوشه ی چشم
شرط انصاف نباشد که مداوا نکنی ..
پ.ن : یا رحمن ..
رب انی استغفرک استغفار حیا
و استغفرک استغفار رجا
و استغفرک استغفار انابة
و استغفرک استغفار رغبة
و استغفرک استغفار رهبة
و استغفرک استغفار ایمان
و استغفرک استغفار اقرار
و استغفرک استغفار اخلاص
و استغفرک استغفار تقوی
و استغفرک استغفار توکل
و استغفرک استغفار ذلة
و استغفرک استغفار عامل لک هارب منک الیک..
یا من لیس هو الا هو ..
یا ایها الذین آمنوا
اطیعوا الله و اطیعوا الرسول و اولی الامر منکم...!
~ مثل وقتی که خداوند معاد را به چشمان ابراهیم(ع) آورد
و قلب او را که مومن بود ، مطمئن کرد ..
حوادث اخیر بسیاری زاویه های نامعلوم صدر اسلام را
برای من روشن کرد..
به شوخی-ولی خیلی جدی- به اطرافیان می گفتم:
این روزها شیعه تر هستم..
~ مگر بنی اسرائیل با پیامبران خود چه کردند
که ما با امامان خود نکردیم؟
من امروز تازه می فهمم وسعت چشمان علی (ع) را..
می گفتند : ای فرزند ابوطالب..تو به خلافت حریص هستی!
و برای من همین حجت کافی است
که بدانم علی بر حق بود..
آری علی حریص بود..
حریص علیکم.. بالمومنین رووف رحیم (توبه ۱۲۸)
~ بر فرض که چند آدم خوب..ولی گیج بین شما باشد
و فریب حرف های شما را بخورد
اما به من بگو..
چرا هیچ کدام از دشمنان خدا امروز از ما خوششان نمی آید
و بر عکس ..پشت شما ایستاده اند.
~ من امروز شرمنده ام که مثل یوسف و جواد و بنیامین و علی و ..
از شما فحش نمی شونم..
فحش از دهن تو طیبات است!
دیروز می گفتم..
که اگر امروز بمیرم..
مرگ با حسرت خواهد بود.
که هیچ هزینه ای تا به حال
برای جمهوری اسلامی عزیز نداده ام..
من از خدا می خواهم «فرصت» خدمت و تلاش
در راه خدا را به من بدهد..
و زندگی ام را بی کم و کاست
در این راه قرار دهد..
~ برای من جمهوری اسلامی راه نجات است
که به زندگی بدبختانه و خوار آدم های اطرافم دچار نشوم
مهمتر از کشورم..من به فکر نجات خودم هستم
نجات از «عادات سخیف»...
از زندگی هایی که برای «لذت» است
برای «فرصت» است..
انی مهاجر الی الله.. (ان شاءالله)
~ فقط خدا بود که دانست
آن دل دریایی
به کمند پندهای پوسیده
در بند نمی آید..