گل چه پایان قشنگی دارد..
دلم گرفته است و چراغ ها همه خاموشند..
و گل ها به نازکی..قدم به قدم.. جدایی را فریاد می زنند..
و ردپای تاریک گذشته را به یاد می آورند
..
و اگر دست تو نباشد
دوباره غرق می شوم در گرداب های شوم..
یا من اسمه دواء و ذکره شفاء..
الهم انی اتقربک الیک بذکرک
واستشفع بک الی نفسک..
-------------------------------------
پ.ن : عین القضات می گوید:
دریغا مردم در بند آن نیستند که چیزی بدانند
بلکه در بند آنند که خلق در ایشان اعتماد کنند
که عالم اند

نمی دانی چه حسی عجیبی است که
که در خصوصی ترین کتاب زندگی ات
که گاهی فقط برای تبرک به چشم میگذاری اش..
دست نوشته ای را ببینی که احتمالا
کتاب را مثل هر بار تو با اشک خوانده است..
و آخر دلش نیامده که اشک هایش پنهان بماند..
برایم -سلام- نوشته ای..
برایت -سلام- فرستادم از راه دور..
و از دلی که به لطف خدا
دل بسته ی دست تو است..
سلام قوة رب الرحیم.
