دل دردمند سعدی ز محبت تو خون شد..

پ.ن : انگار مدتی وحی نازل نشده بود
و وجود پیامبر را غرق در نگرانی و اضطراب کرده بود
بعد جبرئیل می آید که :
والضحی
قسم به خورشید روشنای روز
و الیل اذا سجی
و قسم به شب آن زمان که آرام می گیرد
ما ودعک ربک و ما قلی
که پروردگارت نور وحی را از تو قطع نکرده
و تو را از مقام بلند و مرتبه ی رفیعت پایین نیاورده..
و للآخرة خیر لک من الاولی
و دنیای آخرت برای تو بهتر و بالاتر است
و لسوف یعطیک ربک فترضی
و به زودی خداوند آنچه که بر آن راضی شوی به تو می بخشد
و بعد دیگر حرف های عاشقانه است که :
الم یجدک یتیما فآوا
و وجدک عائلا فاغنی..
فاما الیتیم فلا تقهر
و اما السائل فلا تنهر
و اما بنعمت ربک فحدث..
~ ...
اما مادرم
بشارت جبرئیل را
در لبخندش پیچید
و آسمان را
مثل قدحی نیلگون
روی سر دودمانم گرفت
ما گذشتیم..
و زشتی ها را زخمی از پوزخند زدیم!
سید حسن حسینی
که گفت بر رخ زیبا حلال نیست نظر؟
حلال نیست که
بر دوستان حرام کنند..
پ.ن : نوازش دست هایش را به من بخشید
و دوباره باز
وقتی چشم هایم گرم خواب بودند
قصه ی مهربانی را از نو تعریف کرد
تا آرام شوم..
و خواب روزهای نیامده را ببینم
و دلخوشی های یک رنگ..
من
قبلا از تو خدا را می خواستم
اما حالا
از خدا تو را ..
شاید که دلم
- این دعای قدیمی-
در آستانه ی نام تو
مستجاب شود..
کوه غم بود ولی چند بلا صبر نداشت
طاقت دیدن خورشید پس ابر (عج) نداشت..

۱. که من این خانه به امید تو ویران کردم..
و یزید الله الذین اهتدوا هدی..
سوره ی مریم آیه ی ۷۶
۲. قصه ام دیگر زنگار گرفت
با نفس های شبم پیوندی است
پرتوی لغزد اگر بر لب او
گویدم دل : هوس لبخندی است
خیره چشمانش با من گوید
کو چراغی که فروزد دل ما؟ ..
سهراب
ببین..واژه ها در من مرده است
و غزل هایم تا دم مرگ
بدرقه ام می کنند بدون تو
تا خداحافظی ها
زندگی چقدر تنگ بود..
باید بروم
دیرم شده است..
پ.ن :
ز ملک تا ملکوتش حجاب بردارند
کسی که خدمت جام جهان نما بکند
طبیب عشق مسیحا دم است و مشفق لیک
چو درد در تو نبیند که را دوا بکند؟
زندگی یه فرصت طلاییه.. غیر قابل تکرار..
ممکنه بعدا دیگه هیچ وقت فرصتی نباشه
برای عشق..
خدایا طاقت تنهایی ام ده
دلی بی کینه و دریایی ام ده
دلی روشن تر از رویای فرهاد
که شیرین با نگاهش
داد بر باد...
پ.ن : دیشب با بچه ها ، با جمعیت اندک ولی بزرگ خودمون
دعای کمیل خوندیم..
یکی زیر انداز آورده بود یکی چایی و یکی شیرینی..
بی ریا..ساده و صمیمی.
پ.ن : گذشت روزگار به من نشون داده که کوچکترین ظاهرسازی هم
به ضرر آدم تموم میشه..
فقط آدم های سطحی جذب ظاهر سازی ها میشن و
کمترین بلایی که سر آدم متظاهر میاد اینه که
همه ی اطرافیانش شبیه خودش میشن.
پ.ن : دنیای غرب برای من دنیای خیلی خشن و بی رحمیه!
همین مفهوم که آدم معتقد باشه بعد از مرگ نیست و نابود میشه
خیلی سهمگین و خشنه!
زندگی برای اینها مثل یک ماشینه که با سرعت زیاد
داره حرکت میکنه ولی آخرش که تصادف میکنه
درب و داغون و تکه تکه میشه..
زندگی برای ما مثل یه راه رفتن آهسته و آرومه..
و کل نفس ذائقة الموت..