که خواهم با او غم دل گویم...



پ.ن : حضرت ابراهیم(ع) را خدا اینگونه توصیف میکند:

ان ابراهیم لحلیمٌ اواهٌ منیب

یعنی او بزرگوار و بردبار
مهربان و دلسوز
و رجوع کننده به سوی خدا بود..

پ.ن : هر که سفر نمی کند دل ندهد به لشکری..

همه دانند که سودا زده ی دلشده را
چاره صبر است ولیکن..


پ.ن : اللهم اجعل
محیای محیا محمد و آل محمد
و مماتی ممات محمد و آل محمد..

شب عاشقان بیدل چه شب دراز باشد..



خوب تماشا کن..از میان آن همه شعر و نگاه ،
حالا سکوت و خیال مانده است
و به هیچ صدایی نمی لرزد
دل هنوز بی قرار ..

پ.ن :

کامران آن دل که محبوبیش هست
نیکبخت آن سر که سامانیش نیست..

هرچه نه یادِ تـــو ، فراموش به ...



پ.ن :

 ایمیل هایم را می خوانم..
از ناراحتی وسط روز می روم خانه..
می بینم حمید برایم نوشته است :

چو می توان به صبوری کشید جور عدو
چرا صبور نباشم که جور یار کشم..

آرام می شوم..

بساز با من رنجور ناتوان ای یار
ببخش بر من مسکین بی نوا ای دوست..

سعدی



ببین..کلمات هم در من تیره و تار شده اند..
سکوت در من
به اندازه ی تن تو
معتاد است..
من از تبار تو تنها
سکوت دارم..
من از عشق تو تنها
خیال دارم..
من از خیال تو تنها
زنده می مانم؟

پ.ن : کیف تکفرون بالله و انتم امواتا فاحیاکم..

خدایا..