-
[ بدون عنوان ]
یکشنبه 1 مهرماه سال 1386 01:31
چند روزی ... قفسی ساخته اند ، از بدنم...
-
[ بدون عنوان ]
شنبه 31 شهریورماه سال 1386 02:31
فناداها من تحتها الا تحزنی قد جعل ربک تحتک سریا... سوره ی مریم آیه ی 24 ۱. سخت بتونم بگم که ناراحت نیستم! ۲ . سعدی اول از همه گفته : در سراپای وجودت هنری نیست که نیست عیب آنست که بر بنده نمی بخشایی! بر من از دست تو چندان که جفا می آید خوش تر و خوبتر اندر نظرم می آیی دیگری نیست که مهر تو در او شاید بست « چاره بعد از تو...
-
Tout mon coeur est fondu dans l'amour de ma mère aimable
پنجشنبه 29 شهریورماه سال 1386 00:05
از آب نه ، از مهر آب می گویم... پ.ن : باور نکن تنهایی ات را ...!
-
sans tout amour au monde !
چهارشنبه 28 شهریورماه سال 1386 02:46
چه خوش صید دلم کردی... بنازم چشم مستت را که کس مرغان وحشی را از این خوش تر نمی گیرد! ۱. سخن در احتیاج ما و استغنای معشوق است! البته... چه سود افسونگری ای دل! که در دلبر نمی گیرد... ۲. میان گریه می خندم که چون شمع اندر این مجلس زبان آتشینم هست لکن در نمی گیرد! ۳. میگه : راه ها دو گونه اند : آنها که می برند و آنها که می...
-
[ بدون عنوان ]
دوشنبه 26 شهریورماه سال 1386 03:26
قل للذین کفروا ستغلبون وتحشرون إلى جهنم وبئس المهاد ... و به آنان بشارت بده که به زودی در دنیا نیز مغلوب می شوند و به سوی جهنم می روند و ...! ۱. امروز خودم صحبت هایی رو از تلویزیون شنیدم که تمام حرف های گذشته ام رو ثابت می کنه... وزیر امور خارجه ی فرانسه در شدیدترین موضع علیه ایران که من حتی این صراحت رو در مقام های...
-
[ بدون عنوان ]
شنبه 24 شهریورماه سال 1386 22:44
بر شاخه ای نشستی و سیبم نمی شوی! دلتنگ دست های غریبم نمی شوی! در خوابهای من کسی از راه می رسد تعبیر خواب های عجیبم نمی شوی! بیمارم آن چنان که حریفت نمی شوم بی تابی آن چنان که طبیبم نمی شوی! دستی شدم که گاه رفیقت نمی شود سیبی شدی که گاه نصیبم نمی شوی! ۱. علامه طباطبائی می گفت : اول ، این خداست که توبه می کند! امام سجاد...
-
[ بدون عنوان ]
پنجشنبه 22 شهریورماه سال 1386 01:57
الهم انی اسئلک من بهائک بابهاه و کل بهائک بهی... ۱ . مادرم می گفت : محروم من حرم خیرها...! ۲. و ما توفیقی الا بالله...
-
[ بدون عنوان ]
دوشنبه 19 شهریورماه سال 1386 01:51
دل به امید صدایی که مگر در تو رسد ناله ها کرد در این کوه که فرهاد نکرد! ۱. امروز به دوستم می گفتم : بعضی کتاب ها هستند که نمی دانم دوستشان دارم یا نه! تنها کاری که می توانم بکنم این است که می گذارم قبل از خواب بخوانمشان! اگر با صدای زنگ از خواب بیدار شوم دیگر به کتاب نگاه هم نخواهم کرد... کتاب ها موجودات عجیبی هستند...
-
[ بدون عنوان ]
یکشنبه 18 شهریورماه سال 1386 01:13
مرگ اگر مرد است گو نزد من آی تا در آغوشش بگیرم تنگ تنگ من از آن عمری ستانم جاودان او ز من دلقی ستاند رنگ رنگ...
-
c'est l'heure de partir ici pour jamais
چهارشنبه 14 شهریورماه سال 1386 17:49
چشم از پی آن باید ، تا چیز عجب بیند جان از پی آن باید ، تا عیش و طرب بیند سر از پی آن باید ، تا مست بتی باشد پا از پی آن باید ، کز یار تعب بیند بیرون ِ سبب باشد ،اسرار و عجائب ها محجوب بود چشمی ، کو جمله سبب بیند! عاشق که به صد تهمت ، بدنام شود این سو چون نوبت وصل آید ، صد نام و لقب بیند ارزد که برای حج در ریگ و...
-
[ بدون عنوان ]
دوشنبه 12 شهریورماه سال 1386 03:07
من بی لب لعل تو چنانم که مپرس! تو ، بی رخ زرد من ندانم چونی...! ۱. الهی هب لی قلبا یدنیه منک شوقه و لسانا یرفع الیک صدقه و نظرا یقربه منک حقه... ۲. چون ما نباشیم مجنون ، که لیلی غیر از دل ما ، محمل ندارد... ۳ . دیوانه گشتن از نگه اولین خوش است...! ۴. جان ما در دل و ما در پی جان می گردیم یار در خانه و ما ... ۵. George...
-
[ بدون عنوان ]
جمعه 9 شهریورماه سال 1386 23:13
باز روز آمد به پایان ، شام دلگیر است و من ! تا سحر سودای آن زلف چو زنجیر است و من! دیگران سرمست در آغوش جانان خفته اند آنکه بیدارست هر شب ، مرغ شبگیر است من! گفته بودم زودتر در راه عشقت جان دهم بعد از این تا زنده باشم ، عذر تاخیر است و من.. سُبحه و سجاده و مُهری مرتب کرده شیخ تا چه پیش آید خدایا ... دام تزویر است و...
-
[ بدون عنوان ]
پنجشنبه 8 شهریورماه سال 1386 03:31
این روزها کمتر میرسم به خودم فکر کنم... اما در طول روز بارها و بارها و هر بار چند ثانیه از دنیای اطرافم فاصله می گیرم ، میروم به سال های دور و سرک میکشم به کنج لحظه هایی که فقط و فقط در دل خودم مانده است! گاهی ناراحت می شوم ، گاهی شاد . گاه دلم می خواهد دیگر انبار خاطراتم را بی اختیار به روی ذهنم باز نکنم اما...
-
اللهم عجل لویک الفرج ...
سهشنبه 6 شهریورماه سال 1386 22:20
به خدا که پرده از روی ِ چو آتشت بر افکن که به اتفاق بینی ، دل عالمی سپندت! پ.ن : هیچ وقت یاد اوون جمکران رفتن های دسته جمعی از خاطرم نمیره...یاد اون شب هایی که چشم در چشم آسمان هزار هزار فکر خوش می کردم... نسیم خنکی که به صورتم می خورد و لغزش اشتیاق در دلم! شادی بی حد و مرز و پنهانی که مثل نیلوفر در قلبم قد می کشید و...
-
Je vais à ai perdu tout mon coeur
دوشنبه 5 شهریورماه سال 1386 00:29
کار ما با رخ ساقی و لب جام افتاد ... ۱. تنها ساحل است که از کف زدن دریا خوشحال می شود! .. دل من مثل تمام موج ها ، بی اعتناست.. ۲. می به من ثابت کرد ، که زمین می چرخد! ۳. زیبایی تو در سنگ رسوخ می کند! من که ... ۴. چراغ را خاموش می کنم از چشمان تو می نویسم ... آرام می شوم!
-
[ بدون عنوان ]
شنبه 3 شهریورماه سال 1386 20:14
اگر چه بود و نبودم یکی است - باز مباد تو را عذاب دهد جای خالی من! هوای بی تو پریدن نداشتم - آری : بهانه بود همیشه ، شکسته بالی من! تو هم سکوت مرا پاسخی نخواهی داشت چه بی جواب سوالی ست ، بی سوالی من! ۱. یا ایها النبی اتق الله و لا تطع الکافرین و المنافقین! . . . و توکل علی الله و کفی بالله وکیلا ما جعل الله لرجل من...
-
mots de coeur
جمعه 2 شهریورماه سال 1386 01:23
ز صبح دروغین مرا وارهاند ، شب راستینی که در چشم توست... ۱. مگرم چشم سیاه تو بیاموزد کار... ۲. چقدر این ابیات را دوست دارم که : کرده ام توبه به دست صنم باده فروش که دگر می نخورم بی رخ بزم آرایی نرگس ار لاف زد از شیوه ی چشم تو مرنج! نروند اهل نظر از پی نابینایی این حدیثم چه خوش آمد که سحرگه می گفت - بر در میکده ای با دف...
-
[ بدون عنوان ]
سهشنبه 30 مردادماه سال 1386 22:50
می روی و گریه می آید مرا ساعتی بنشین که باران بگذرد... ۱. زیرا که او به روح اطهر زهرا (س) موید است... ۲. در این یکسال هرگز هوای گرفته ی پاریس بغضم را آشکار نکرد جز امروز که از بچه ها خداحافظی می کردم! « دفعه بعدی که می بینمت دیگه بزرگ شدم...» ۳. به حلاوت بخورم زهر که شاهد ساقی است به ارادت بکشم درد که درمان هم از...
-
[ بدون عنوان ]
دوشنبه 29 مردادماه سال 1386 20:19
۱. فرقش اینه که وقتی من واسه بچه ها قصه می گم خودم هم می شینم گوش می کنم! ۲. تهران که بودم به آقای هامانه گفتم : گل همین پنج روز و شش باشد... حالا فکر کنم دقیقا فهمیده باشه منظور شیخ اجل چی بوده! ۳. رابطه ی من با سیاست مثل رابطه ی جد بزرگوارمان با بستنی است! نقل کنند که جد بزرگوار ما در ۸۳ سالگی همه ی دندان ها سالم...
-
[ بدون عنوان ]
یکشنبه 28 مردادماه سال 1386 02:45
رهگذر شاخه ی نوری که به لب داشت ، به تاریکی شن ها بخشید... ۱. آسمان مکثی کرد... رمز ناگشوده ای در آبی آسمان هست که حسین (ع) در هر صحنه ای از حادثه ی کربلا خون زخم بدن خود و یا فرزندانش را مشت کرده به سوی آسمان می پاشد! آبی آسمان نماد زخم ماندگار تاریخ است و منتظر صبح آخرینش.. یا لثارات الحسین! ۲. قنوت بسته آسمون به...
-
[ بدون عنوان ]
دوشنبه 22 مردادماه سال 1386 14:03
خدا را ، کم نشین با خرقه پوشان! رخ از رندان بی سامان ، مپوشان...
-
[ بدون عنوان ]
یکشنبه 21 مردادماه سال 1386 15:16
بیراهه رفته بودم آن شب دستم را گرفته بود و می کشید زین بعد همه عمرم را بیراهه خواهم رفت ... حسین پناهی پ.ن : به قول شهریار : من اختیار نکردم پس از تو یار دگر به غیر گریه که آن هم به اختیارم نیست... تو میرسی به عزیزان ، سلام من برسان که من هنوز بدان رهگذر گذارم نیست ! ۱. باید ساکت باشم و آرزویی نکنم... ۲. همیشه فرارهای...
-
[ بدون عنوان ]
جمعه 19 مردادماه سال 1386 18:23
ما ، آتش افتاده به نیزار ملالیم ، ما عاشق نوریم و سروریم و صفاییم ، بگذار که – سرمست و غزل خوان – من و خورشید بالی بگشاییم و به سوی تو بیایی ... م ۱. این روزها فقط برایم مهم است که ... ۲ . که می گوید این لجبازی هایت زندگی بخش نیست؟ که می گوید که همیشه از موافقت زندگی باید ساخت.. من عاشق زندگی ام! که می توانم بخوانمت و...
-
Au seul amour vrai
چهارشنبه 17 مردادماه سال 1386 05:22
ندارم جز عشقت گناهی ... ۱. یا ایها الذین آمنوا اتقوا الله وذروا ما بقی من الربا ان کنتم مومنین... ۲. به قول حسین منزوی : عاشقی باش که گویند به دریا زد و رفت...! ۳. گر دوست واقف است که بر من چه می رود باک از جفای دشمن و جور رقیب نیست! ۴. « همه جا می بینمت به درخت و پرده و آینه ... نمی دانم اما تو مرا دنبال می کنی یا...
-
[ بدون عنوان ]
سهشنبه 16 مردادماه سال 1386 03:35
« شب چو گردد چشم مستت گرم خواب نوشین... » فکر کنم اصل آهنگ را بنان خوانده ، هر چه هست ملودی زیبایی دارد! ۱. ویوالدی و موتسارت و شوبرت و اینها همه خوبند اما باخ چیز دیگری است! ۲. دارم یه کتاب می خونم از دولامارتین به زبان اصلی! فکرش را بکنین..! ۳. تمام امپراطوری های آینده فرمانروایی اندیشه هاست.. این رو چرچیل گفته! اما...
-
[ بدون عنوان ]
یکشنبه 14 مردادماه سال 1386 00:51
و چه بی رحم جهانی که مرا با تو ندید... ۱. بهت گفته بودم : نفس باد صبا هم از جای گرم بلند میشه! ۲. بعد از تقریبا یک روز سفر! امروز دوباره برگشتم پاریس. به یکی میگن چرا معتاد شدی!؟ میگه : رفیق بد...رفیق بد.... البته «زغال خوب» هم بی تاثیر نبوده! ۳. بالا بلند عشوه گر نقش باز من کوتاه کرد قصه ی زهد دراز من.. مست است یار و...
-
[ بدون عنوان ]
پنجشنبه 11 مردادماه سال 1386 23:44
ای عاشقان ، ای عاشقان... هنگام کوچ است از جهان در گوش جانم می رسد طبل رحیل از آسمان... راه برگشت از اسپانیا بود تنها آخر اتوبوس نشسته بودم این آهنگ رو گوش میکردم... تو گل بدی و دل شدی جاهل بدی ، عاقل شدی آن کو کشیدت این چنین آنسو کشاند کهکشان.. در کف ندارم سنگ من با کس ندارم جنگ من از کس نگیرم تنگ من زیرا خوشم چون گل...
-
شهید من تو را از خاکریز دیگر آوردند...
سهشنبه 9 مردادماه سال 1386 21:27
ان تنصرالله ینصرکم و یثبت اقدامکم... بعضی رفتن ها زیبا هستند درست مثل آن زمان که بودند... به مرگ ات حسودی ام میشود و هربار که چهره ی مظلوم و دوست داشتنی ات را به خاطر می آورم دلم برای کودکی ها تنگ می شود... فردا میروم تا آخرین بار با سیمای نورانی ات خداحافظی کنم! نزدیک تر بیا ! من زنده ام هنوز من روی دست فاصله تشییع...
-
[ بدون عنوان ]
دوشنبه 8 مردادماه سال 1386 23:22
شبم - گاه و بی گاه- نورم تویی! معمای نزدیک و دورم تویی... ز عالم گذشتم ولی از تو نه ! گذرگاه صعب العبورم تویی.. از این غیبت تلخ جان می برم از آنجا که شور حضورم تویی! پ.ن : رسول امین ظهورم تویی... اشهدک یا مولای... *** بعضی وقت ها به رابطه ی پیچیده و ساده ی خودم با زندگی و بقیه ی آدم ها فکر می کنم! دلیل این لبخند دائمی...
-
اللهم عجل لویک الفرج...
یکشنبه 7 مردادماه سال 1386 16:35
ای که بوی باران نشسته در هوایت... پ.ن : دلم برای امام رضا خیلی تنگ شده بود! دیروز سخت ترین خداحافظی بود در این یک سال ... پ.ن : به لب گر چه مشکل نفس می رسد... پ.ن : دلم از خیلی چیزها گرفته است! اما باید تحمل کنم تا فرصتی بیابم و با خود حرف بزنم! از آدم هایی که همراهم بودند خوشم نمی آمد! گاهی چنان بوی هوای نفس به مشام...