-
[ بدون عنوان ]
یکشنبه 7 بهمنماه سال 1386 01:09
فریاد من از دست ِ غمت عیب نباشد کاین درد نپندارم از آن ِ من تنهاست...! ۱. دلم می خواهد شعر بگویم مثل قدیم ها.. اما به قول علی معلم : این روزها شعر را نه حوصله می دهند و نه صله! میتونی یه کوه رو ببینی یا به یه دریای آروم ساعت های خیره بشی و حتی نسیم خنکی صورتت را نوازش دهد. اما باید بدانی فارغ از اینکه عاشق کوه و دریا...
-
[ بدون عنوان ]
پنجشنبه 4 بهمنماه سال 1386 00:02
تو میگی : حساب چشمات از همه دنیا جداس! من میگم : دروغ نگو! دروغگو دشمن خداس! ۱. تقدیم به تمام شاعران روشن دل و نازک نوا ! ۲. به قول وحید :باری عسل نمی دهی ، نیش هم مزن! ۳. فکر کنم دارم به لحظه ی پرواز نزدیک میشم. به تنهایی بی انتهای خودم! از همه ی دوستانی که این مدت محبت داشتن ممنونم. از همه ی دوستانی هم که فرصت نشد...
-
[ بدون عنوان ]
چهارشنبه 3 بهمنماه سال 1386 00:02
« گنجشک واژه ایست که در خط سیم ها با دست تو نوشته شده از قدیم ها ! دست کریم تو که در این بی پرنده گی! آغاز می شوند از آن یا کریم ها ! لطفی که جاری است در انگشت های تو بر می خورد به روح لطیف نسیم ها دستان من پرنده ی بی آشیانه اند امید دست های تو کو ؟..فصل بیم ها ! » ۱. امید من به شما دبستانی هاست! داشتم فکر میکردم اگر...
-
من به گوش تو سخن های نهان خواهم گفت...
دوشنبه 1 بهمنماه سال 1386 00:24
من غلام قمرم غیر قمر هیچ مگو! پیش من جز سخن شمع و شکر هیچ مگو! گفتم ای عشق! من از چیز دگر می ترسم گفت : آن چیز دگر نیست دگر هیچ مگو! ۱. دیدمش... اگر درست همانی باشد که همیشه بوده و من تازه شناختمش! اگر درست منطبق بر چشم های من برای خستگی های قریب به یقینم آمده باشد... ۲. مرا فریب باش...آرام کن!
-
[ بدون عنوان ]
چهارشنبه 26 دیماه سال 1386 23:38
الحمدلله الذی نورُ وجه حبیبه... خدایا...چه کیفی میدهد کنار عزای بی ریای امامت بنشینی و به گریه های آدم های پاک دل اطرافت خیره شوی و دلت بخواهد تا می توانی گریه کنی... دلت می خواهد تمام دلبستگی های شش گوشه ات را آرام و زیرلب زار بزنی... از نگاه ها دیگر نترسی و منتظر چراغ های خاموش بشوی و کمی به مادرت فکر کنی..!
-
[ بدون عنوان ]
دوشنبه 24 دیماه سال 1386 20:44
تو همه راز جهان ریخته در چشم سیاهت من همه محو تماشای نگاهت .. خوشه ی ماه فرو ریخته در آب شاخه ها دست برآورده به مهتاب شب و صحرا و گل و سنگ همه دل داده به آواز شباهنگ .. آب ، آیینه ی عشق گذران است تو که امروز نگاهت به نگاهی نگران است باش فردا ! که دلت با دگران است! .. تا فراموش کنی... چندی از این شهر سفر کن! ۱. آسمان...
-
[ بدون عنوان ]
یکشنبه 23 دیماه سال 1386 17:30
کی ام من؟ آرزو گم کرده ای تنها و سرگردان... نه آرامی نه امیدی نه همدردی نه ...
-
یاابن امی جارت الدنیا علینا
یکشنبه 23 دیماه سال 1386 00:01
نوای دلنشین همیشه... سرزمین نینواست... زینبم آماده باش...زینبم آماده باش! ۱. به قول سید : دست آخر ، دست خون است! ۲. خدا رو شکر که امسال محرم اینجا هستم...خدا رو شکر!
-
Heavenly
جمعه 21 دیماه سال 1386 00:54
شوق است در جدایی و جور است در نظر... هم جور به... که طاقت شوقت نیاوریم...! ۱. شده به آسمون خیره بشین؟ فکر کنین به ستاره هایی که هنوز نتونستن شما رو ببینن! یا به زمین و گل هایی که هزار سال بعد از ما جسور و لطیف از خاک بلند می شن... شده فکر کنین ماه چقدر تنهاست؟ اصلا تا حالا تونستین یه درخت بکشین با رنگ های غلیظ و پر...
-
[ بدون عنوان ]
دوشنبه 17 دیماه سال 1386 23:53
فزت و رب الکعبه! ۱. بمیرم دل...تو را دیوانه کردند! ۲. تصویر من رو از شهر شهید پرور شیراز دریافت می کنین! از این جایی که هستم صدای مهیب تیشه به خوبی احساس میشه که احتمالا کار فرهاد نباشه! به هر صورت هیچ خواب شیرینی در کار نیست! ۳. «اگر مجنون دل شوریده ای داشت...» لیلی تا حالا به یه جایی رسیده بود!!! ۴. یعنی واقعا جای...
-
پای تخت درد!
سهشنبه 11 دیماه سال 1386 13:36
روی تو ، قرار از دلم می برد... ۱. حال از زبان دوست شنیدن چه خوش بوَد یا از زبان آنکه شنید از زبان دوست... ۲. خبرت خرابتر کرد جراحت جدایی... ۳. به قول قیصر : گرچه گریه های گاه گاه من آب میدهد درخت درد را برق آه بی گناه من ذوب می کند سد صخره های سخت درد را ، فکر می کنم عاقبت هجوم ناگهان عشق فتح می کند پایتخت درد را ...!...
-
[ بدون عنوان ]
پنجشنبه 6 دیماه سال 1386 00:56
« با آنکه شکسته و فقیر است دلم از عشق تو سخت ناگزیر است دلم در بین تمام قشرها ، بیچاره بیش از همه آسیب پذیر است دلم!! » استاد ترکی ۱. خوبیش اینه که به قول سعدی : شرح غم هجران تو هم با تو توان گفت... ۲. « زنی ... چون روزنی عتیق... از مادرم بپرس! ... گلویم شلاق خورده ی کبودی هاست و مهر سجده ام مزاری گمنام زیر ثانیه های...
-
[ بدون عنوان ]
چهارشنبه 5 دیماه سال 1386 01:13
المحبة نارٌ تهلک ما سوی المحبوب... ۱. تمام خوشحالیم امروز این بود که سر نماز مهرم رو برداشت و در رفت...! اینقدر خنده هاش قشنگه که دلم می خواست یک دل سیر نگاهش کنم! ۲. یکی به من بگه...تهران چه خبره؟ چرا همه نال می زنن...زیل و زوول! کی ارث پدر همه تون رو برداشته؟ نفت حق مسلم تونه؟ اگه عرضه دارین بیاین از زیر زمین در...
-
[ بدون عنوان ]
شنبه 1 دیماه سال 1386 14:24
که ویرانم به جان تو... ۱. به قول سعدی : خبر از دشمن و اندیشه ز دشنامم نیست... ۲. چه کسی بود صدا زد : سهراب؟ خانه اش ویران باد!
-
به سوی تو می آیم...
سهشنبه 27 آذرماه سال 1386 03:19
«پیغمبری متواضعم! با آیینی شگفت... به سوی تو می آیم حتی اگر نیامده باشی! معجزه ام نگاه و لبخند توست که به یکباره اندوه را می رماند و عطش را فرو می نشاند پیغمبری دل سپرده ام با کتابی آیه آیه درد... تنهایی ام بی طنین نگاهت برزخی دوزخناک است بی تو دلم را به خاک می سپارم دلتنگی هایم را به باد هر چه بادا باد! » استاد ترکی...
-
Amère lune
دوشنبه 26 آذرماه سال 1386 00:48
در شامگاه گیسوانت سربازان بوسه پرسه می زنند و دهانم پادگان سکوت است با پرچمی نیمه افراشته که سرخ در باد مچاله می شود! سید حسن حسینی ۱. سخته برام مرور آرشیو دل آرام... به نظرم حالا چندین سال از روزگار من بزرگ تر است چون روزهایی را دیده و نوشته هایی را خوانده که سرنوشت تنبل و بزرگ من حوصله اش را نداشت... قیصر می گفت :...
-
[ بدون عنوان ]
یکشنبه 25 آذرماه سال 1386 00:46
دیوانه ی تو ، هر دو جهان را چه کند...
-
[ بدون عنوان ]
پنجشنبه 22 آذرماه سال 1386 04:41
وه که جدا نمی شود ، نقش تو از خیال من... ۱. چشمانم درست مثل همیشه زود باور و کم طاقت... اما اینبار روزه ی سکوت گرفته بودند تا دلم را چون مسیح پشت لبخندهای ساختگی پنهان کنند... حالا نگو که چرا اشک را در چشمانت می بینم و ... نمی دانستم حکم شرعی اش چیست!!! پرسیدم ... گفتی : «میانه» ای نیست! اما چشمانت را نبند... این...
-
حدیث متواتر باران...
دوشنبه 19 آذرماه سال 1386 19:22
کسی به تفسیر کویر بر نمی خاست... تقصیر از کدام گلو بود؟ وقتی کنار شریعه ی پولاد -خطاب به تاریخ- گلویی تازه ، تر می شد و خیمه گاهی بلند در حریق دامنه دار سکوت به غارت می رفت... ۱. نمی دانم به چند -پس لرزه - ایمان می آورید تا دیگر جرات نکنید با اسم های مقدس بازی کنید... حتی شاید من هم بیش از چند اسم ندانم اما این را می...
-
!Je suis tellement impatiente de l'amour
شنبه 17 آذرماه سال 1386 02:47
« شبی کاش چون شاعران قدیمی ، شب گیسوان تو را می سرودم...» ۱. امتحان موازنه ی انرژی بود...مثل بقیه ی امتحان های مهندسی شیمی که چهار تا عدد را می دهند ضرب کنید در هم و بر هم! و بعدش یه هفده میدن بهتون بی خود و بی جهت... درست آخر جلسه فهمیدم سیستم ها SI بوده و من طبق معمول حواسم نبوده! با خودکار قرمز نوشتم : اشتباه در...
-
[ بدون عنوان ]
جمعه 16 آذرماه سال 1386 04:27
« مرا که از تب آسمان می لرزم در آغوش بگیر ! ... با من سخن بگو! » ۱. به قول قیصر : این کار دل است ، کار پیشانی نیست! ۲. ما را چو مریم بی سبب از شاخ خشک آید رطب...
-
[ بدون عنوان ]
یکشنبه 11 آذرماه سال 1386 04:26
رحمت نکند بر دل بیچاره ی فرهاد آن کس که سخن گفتن شیرین نشنیدست... ۱. بخوان ! به نام پروردگارت! و ایمان بیاور به سادگی کلمات و به کلمات ساده که تنها و تنها فقط برای دل بی قرار تو به قلبت نازل شده... من بر خلاف تمام واژه ها مجنون و شاعرت خوانده ام تا دیگر وقتش که برسد لب هایت نلرزد نگران و چشم به راه... تا ببنید که کجای...
-
[ بدون عنوان ]
سهشنبه 6 آذرماه سال 1386 14:58
این همه زخم نهان هست و مجال آه نیست... پ.ن : هر چه زنی بزن ، مزن طعنه به روزگار من ....
-
Permettez-moi de dire la vérité
شنبه 3 آذرماه سال 1386 16:31
...؟ در خرابات مغان ، با اجازه ی بزرگترها البته! نور خدا می بینم...
-
[ بدون عنوان ]
پنجشنبه 1 آذرماه سال 1386 20:25
السلام علی انیس النفوس! سلام بر گریه های بی اختیار سلام بر شادمانی های ساکت سلام بر درد دل های نگفتنی سلام بر نگاه نخست! سلام بر اشک های شوق... السلام علیک یا علی بن موسی الرضا...
-
[ بدون عنوان ]
چهارشنبه 30 آبانماه سال 1386 12:58
۱. ما ایرانی ها اصولا یه خصلت ویژه داریم. اینکه نه تنها کار نمی کنیم. بلکه دوست داریم یکی دیگه رو ترغیب کنیم که وارد گود بشه و بعد بهش سنگ بزنیم! ۲. با اینکه ایرانی ها عموما مهمان نواز هستند موافقم اما به طور کلی ما -خوش استقبال- و -بد بدرقه- ایم! ۳. در فرانسه کسی که می گوید : مردم باید بیشتر کار کنند . رای می آورد....
-
[ بدون عنوان ]
دوشنبه 28 آبانماه سال 1386 15:22
من آن خاک وفادارم که از من بوی مهر آید... ۱. رازی هست که فقط بودنش را میدانم.. دانستن که هیچ...تو را حین ارتکاب به جرم با چشمان غیر مسلح دیده ام! رازی هست می دانم.. اما نمی دانم چیست تنها می دانم که گاهی به دلت نزدیکم... و گاهی دلت برای دلم می سوزد و دستت را که بهشت زیر پایش است روی صورتم می گذاری و مادرانه نوازشم می...
-
[ بدون عنوان ]
جمعه 25 آبانماه سال 1386 13:53
اللهم ارزقنا شفاعه الحسین یوم الورود ...
-
[ بدون عنوان ]
چهارشنبه 23 آبانماه سال 1386 10:52
گفتی ز خاک بیشترند اهل عشق من از خاک بیشتر نه... که از خاک کمتریم... یا من قل له شکری فلم یحرمنی و عظمت خطیئتی فلم یفضحنی و رانی علی المعاصی فلم یشهرنی ...
-
[ بدون عنوان ]
دوشنبه 21 آبانماه سال 1386 19:53
دلم گرفته ، ای دوست.... ۱. اگر هزار غم است از جفای او بر دل ... هنوز بنده ی اویم که غمگسار من است....