خانه عناوین مطالب تماس با من

دل آرام

دل آرام

درباره من

انی مهاجر الی الله ادامه...

جدیدترین یادداشت‌ها

همه
  • [ بدون عنوان ]
  • [ بدون عنوان ]
  • [ بدون عنوان ]
  • [ بدون عنوان ]
  • [ بدون عنوان ]
  • [ بدون عنوان ]
  • [ بدون عنوان ]
  • [ بدون عنوان ]
  • [ بدون عنوان ]
  • [ بدون عنوان ]
  • [ بدون عنوان ]
  • [ بدون عنوان ]
  • [ بدون عنوان ]
  • [ بدون عنوان ]
  • [ بدون عنوان ]

بایگانی

  • اسفند 1390 2
  • بهمن 1390 5
  • دی 1390 7
  • آذر 1390 3
  • آبان 1390 7
  • مهر 1390 5
  • شهریور 1390 2
  • مرداد 1390 4
  • تیر 1390 2
  • خرداد 1390 3
  • اردیبهشت 1390 5
  • فروردین 1390 5
  • اسفند 1389 5
  • بهمن 1389 5
  • دی 1389 7
  • آذر 1389 5
  • آبان 1389 9
  • مهر 1389 6
  • شهریور 1389 8
  • مرداد 1389 10
  • تیر 1389 7
  • خرداد 1389 5
  • اردیبهشت 1389 11
  • فروردین 1389 12
  • اسفند 1388 14
  • بهمن 1388 12
  • دی 1388 13
  • آذر 1388 10
  • آبان 1388 18
  • مهر 1388 18
  • شهریور 1388 15
  • مرداد 1388 14
  • تیر 1388 17
  • خرداد 1388 17
  • اردیبهشت 1388 24
  • فروردین 1388 20
  • اسفند 1387 29
  • بهمن 1387 26
  • دی 1387 26
  • آذر 1387 26
  • آبان 1387 19
  • مهر 1387 17
  • شهریور 1387 14
  • مرداد 1387 30
  • تیر 1387 33
  • خرداد 1387 35
  • اردیبهشت 1387 19
  • فروردین 1387 23
  • اسفند 1386 17
  • بهمن 1386 18
  • دی 1386 10
  • آذر 1386 11
  • آبان 1386 19
  • مهر 1386 17
  • شهریور 1386 16
  • مرداد 1386 14
  • تیر 1386 20
  • خرداد 1386 22
  • اردیبهشت 1386 28
  • فروردین 1386 16
  • اسفند 1385 15
  • بهمن 1385 20
  • دی 1385 24
  • آذر 1385 24
  • آبان 1385 22
  • مهر 1385 26
  • شهریور 1385 13
  • تیر 1385 16
  • خرداد 1385 25
  • اردیبهشت 1385 30
  • فروردین 1385 27
  • اسفند 1384 21
  • بهمن 1384 27
  • دی 1384 37
  • آذر 1384 23
  • آبان 1384 29
  • مهر 1384 32
  • شهریور 1384 27
  • مرداد 1384 30
  • تیر 1384 5
  • خرداد 1384 12
  • اردیبهشت 1384 51
  • فروردین 1384 42
  • اسفند 1383 41
  • بهمن 1383 45
  • دی 1383 58
  • آذر 1383 54
  • آبان 1383 20

آمار : 612835 بازدید Powered by Blogsky

عناوین یادداشت‌ها

  • [ بدون عنوان ] جمعه 27 دی‌ماه سال 1387 23:53
    شور شراب عشق تو آن نفسم رود ز سر کاین سر پر هوس شود خاک در سرای تو ..
  • [ بدون عنوان ] جمعه 27 دی‌ماه سال 1387 02:01
    باید امشب بروم من که از باز ترین پنجره با مردم این ناحیه صحبت کردم حرفی از جنس زمان نشنیدم هیچ چشمی عاشقانه به زمین خیره نبود کسی از دیدن یک باغچه مجذوب نشد هیچ کس زاغچه ای را سر یک مزرعه جدی نگرفت! من به اندازه ی یک ابر دلم می گیرد.. سهراب حرفی نمانده است برای نزدن چه بگویم.. مهربان باشم با هر که می بینم با هر که هر...
  • [ بدون عنوان ] پنج‌شنبه 26 دی‌ماه سال 1387 01:12
    اگر طالب گنجید به ویرانه بگردید .. آسمان آرام تر و آبی های بی نهایت ساکت تر از همیشه.. اما دلش پر بود از دل شوره های قدیمی لباس زردی که بر عکس بقیه هیچ طرحی از آن در خاطرش نیست. معصومیت یکپارچه و ابروی های آشفته بی توجه به دوربین به آن سو نگاه می کند که وحید بازی می کند.. حمید هم طبق معمول زندگی دستش را گرفته است اما...
  • [ بدون عنوان ] چهارشنبه 25 دی‌ماه سال 1387 00:48
    روز سوم محرم اولین روز کربلا رسیدن امام بود آن کربلایی که در مدینه گفتند : -به سوی آن موضع می روم که در آن دفن شوم- و ترجیع بند مداوم امام که لا حول و لا قوة الا بالله العلی العظیم - این دوای روح و ذکر نورانی برای همیشه تاریخ- و حضرت خیمه می زنند و یاران مانده را فرا می خوانند که : -بدانید که دنیا به من پشت کرده است و...
  • [ بدون عنوان ] سه‌شنبه 24 دی‌ماه سال 1387 20:58
    « اینک من و تو ایم ..دو تنهای بی نصیب هر یک جدا گرفته ره سرنوشت خویش سرگشته در کشاکش طوفان روزگار گم کرده همچو آدم و حوا بهشت خویش.. » پ.ن : این -عوام- ها سال نو میلادی را به چهارصد نفر تبریک گفته اند. انگار از بین همه ی آن همه آدم محترم از کشورهای مختلف یک مجنونی حوصله ی اینکه بگوید : سال نو شما هم مبارک. را نداشته....
  • [ بدون عنوان ] یکشنبه 22 دی‌ماه سال 1387 23:56
    باشد که توبه ای بکند بت پرست ما .. با خودت کلنجار می روی که به کدامیک از قصه های من شبیه تری غصه نخور .. تمام شد. به خدا اگر بمیرم که دل از تو بر نگیرم برو ای طبیبم از سر که دوا نمی پذیرم..
  • ما خود شکسته ایم چه باشد شکست ما ... شنبه 21 دی‌ماه سال 1387 00:28
    فکر نکن این ها را می نویسم برای دلسوزی یا هر حس زهرمار دیگری که برای این غربت همیشه دندان گیر باشد.. من نه از کسی ناراحتم و نه کسی را می شناسم که از او ناراحت باشم. و نه می خواهم بگویم اینجا که تو نشسته ای قرار بوده قبر من باشد یا هر چیز دیگر .. اول از همه از دردها متشکرم که مثل همیشه خوب خدا را یاد آدم می دهند گر چه...
  • [ بدون عنوان ] جمعه 20 دی‌ماه سال 1387 19:08
    چون است به درد دیگران درمانی چون نوبت درد ما رسد در مانی من صبر کنم تا ز همه وا مانی آیی بر ما چو حلقه بر در مانی مولوی پ.ن : حضرت نوح می گوید : خدایا آنقدر تو را شکر می گویم که از من خشنود گردی و بعد از آن نیز تو را شکر می گویم.. پ.ن : شجریان می خواند : دردا که جز به مرگ نسنجند قدر مرد !
  • [ بدون عنوان ] پنج‌شنبه 19 دی‌ماه سال 1387 16:42
    شادم به مرگ خود که هلاک تو میشوم با زندگی خوشم که بمیرم برای تو ...
  • بعد از تو خاک بر سر دنیا ... سه‌شنبه 17 دی‌ماه سال 1387 20:59
    یا امّاه .. قتلوا ولله الحسین علیه السلام ابانا
  • [ بدون عنوان ] یکشنبه 15 دی‌ماه سال 1387 23:26
    داشتم خاطرات دو سال پیش رو میخوندم و حسرت می خورم گذشته و حتی آینده را. نوشته های بچه ها رو می خوندم .. آدمی که تنهایی را کشف کند دیگر تن به جمعیت نمی دهد و خیالش از نبودن ها آسوده می شود. ... افتاده بودم توی برکه پر از سنگ و گل حمیدرضا می گفت : فکر کردم مردی! با سر و وضع خیس بهش گفتم : آدم دوبار نمی میره! .. کل شی...
  • ادعوک یا رب... یکشنبه 15 دی‌ماه سال 1387 16:13
  • [ بدون عنوان ] یکشنبه 15 دی‌ماه سال 1387 13:13
    یک موی ز زلف کافر تو غارت گر صد هزار دین دار آن شد که ز وصل تو زدم لاف اکنون من و پشت دست و دیوار ! عطار.. پ.ن : هیچ یادم نمی آد تا این حد ناراحت بوده باشم..
  • [ بدون عنوان ] جمعه 13 دی‌ماه سال 1387 19:03
    قال فعلتها اذا و انا من الضالین ففرت منکم لما خفتکم .. باید فرار کنم . شاید بیشتر از خودم.. باید فرار کنم.. غرق شدم ..
  • [ بدون عنوان ] چهارشنبه 11 دی‌ماه سال 1387 17:19
    الم تر انهم فی کل واد یهیمون و انهم یقولون ما لا یفعلون الا الذین آمنو و عملو الصالحات و ذکروا الله کثیرا و انتصرو من بعد ما ظلموا و سیعلم الذین ظلموا ای منقلب ینقلبون! شعراء ۲۲۵-۲۲۷
  • [ بدون عنوان ] چهارشنبه 11 دی‌ماه سال 1387 00:54
    نعوذ بالله من الحور بعد الکور .. .
  • بالروح بالدم .. لبیک یا غزه ! یکشنبه 8 دی‌ماه سال 1387 23:08
  • [ بدون عنوان ] یکشنبه 8 دی‌ماه سال 1387 01:39
    « و فدت علی الکریم بغیر زاد من الحسنات و القلب السلیم و حمل الزاد اقبح کل شی اذا کان الوفود علی الکریم.. » یادگار مولا علی (ع) بر مقبره ی سلمان فارسی -- بی هیچ توشه ای به میهمانی ات آمده ام نه دست پر و نه قلب درستکاری دارم گنهکار و ستمکارم.. اما زشت ترین کار این است که به میهمانی بزرگی چون تو بخشنده درآیند و با خود...
  • [ بدون عنوان ] جمعه 6 دی‌ماه سال 1387 17:38
    .. صد ملک دل به نیم نظر میتوان خرید خوبان در این معامله تقصیر می کنند..
  • The Lady of The Rosary پنج‌شنبه 5 دی‌ماه سال 1387 00:37
    خدا گواه که هر جا که هست با اویم ..
  • [ بدون عنوان ] چهارشنبه 4 دی‌ماه سال 1387 11:50
    ساکت نشسته بود اما همیشه حضور داشت آخر دستم رفت روی ماشه کشتم اش آرزویی را که سال های سال بی گناه مانده بود..
  • و لنعم المغزی الیه.. سه‌شنبه 3 دی‌ماه سال 1387 12:09
    در شگفتم از جادوی جاودانه ی اسمی که زشت ترین ستم تاریخ و بستن آب بر صاحبش را . به پاک ترین کاروان تاریخ پیوند می دهد!
  • [ بدون عنوان ] سه‌شنبه 3 دی‌ماه سال 1387 10:32
    نه که از انسان ها بترسم . نه .. خودم را لای حوادث پنهان می کنم. از ترس سرنوشت. از دست همان تقدیر زود باور .. من خوب بلد شده ام که قایم بشوم تا زندگی بشمارد. پاییز .زمستان.زمستان.. و تو هم مثل همیشه چشم بگذار تا تمام شوم..تا تمام شود.. دوست دارم کسی را فریب دهم کسی که بداند دروغی در کار نبود اما همه اش یک دروغ بود.....
  • [ بدون عنوان ] پنج‌شنبه 28 آذر‌ماه سال 1387 16:20
    « اما چه می کنی دل را که در بهشت خدا هم غریب بود... » ۱ : باید از رود گذشت باید از رود -اگر چند گل آلود- گذشت! ۲ : تو با ما هستی یا اونها؟ گفتم توی دلم. خدا کند که با آنها ! ۳ : پنهان می کنم خودم را . میان برف حرف ها و جملات. سعی می کنم نخندم حتی .. من از تنهایی ممنونم که آدم ها را در نظرم حقیر کرد و به من یاد داد که...
  • السلام علیک یا صاحب الزمان .. چهارشنبه 27 آذر‌ماه سال 1387 22:45
    زیاده عرضی نیست. کمتر از آنکه در عدد آید و در حرف بگنجد دست های ما - هر چند کوتاه- در دست های نورانی ات و دل های ما - اگر چه تاریک- سر به راه عشقت..
  • [ بدون عنوان ] سه‌شنبه 26 آذر‌ماه سال 1387 22:04
    ما به مهر تو دل بستیم یا علی .. « پشتیبان ولایت فقیه باشید تا آسیبی به مملکت نرسد»
  • [ بدون عنوان ] سه‌شنبه 26 آذر‌ماه سال 1387 12:22
    بگیر دستامو حس کن سرد سردم...
  • [ بدون عنوان ] یکشنبه 24 آذر‌ماه سال 1387 20:37
    بس که دیوار دلم کوتاه است ، هر که از کوچه ی تنهایی من می گذرد، به هوای هوسی هم که شده سرکی میکشد و ... می گذرد! پ.ن ۱: به قول شاعر : غم با همه بیگانگی . هر شب به ما سر میزند! پ.ن ۲ : یه نکته ی شعرهای فرنگی اینه که زیاد -وصال- و -فراق- نداره.. کلی که بخواد مایه بذاره شاعر ، از -زیبایی- میگه. اما به هر صورت اون -زیبایی-...
  • [ بدون عنوان ] شنبه 23 آذر‌ماه سال 1387 20:31
    اشک هایم همه تقدیم تو باد میدانم که تا آخرین نفس و بعد از آن هر لحظه و همه جا بی آنکه بفهمم درست..مرا دوست داری چرا که سال هاست بی آنکه کسی بفهمد درست تو را دوست دارم.. تو را دوست دارم میان غول های حرف و عدد و دست های مهربان تو را لمس می کنم با مژه هایم...این یادگار روزهای رفته. خدای من ... باز نزدیک زمستان دستانم گرم...
  • [ بدون عنوان ] شنبه 23 آذر‌ماه سال 1387 00:10
    گز می کند خیابان های «چشم بسته از بَر » را میان مردمی که حدودا می خر ند و حدودا می فروشند در بازار بورس چشم ها و پیشانی ها.. بخار پیشانی ام حیرت هیچ کس را بر نمی انگیزد... حسین پناهی شب کمی از دل گذشته است خیال ها همه خوابند و چشم ها آرزویی ندارند که برایش بمیرند. انگشت ها کم حافظه شده اند و منحنی ها کم یاب.. نقاشی ها...
  • 1633
  • 1
  • ...
  • 12
  • 13
  • صفحه 14
  • 15
  • 16
  • ...
  • 55