فاصبر ..انّ وعد الله حق
و استغفر لذنبک
و سبّح بحمد ربّک
بالعشی و الابکار
..

سوره ی غافر - آیه ی ۵۵


پ.ن :
مادرم وقتی می رفت
گفت به فرزندانم
تا قیامت
سلام می فرستم
..
و من حالا
که دلم
از غصه های مبهم
پر است و گریه حتی
آرامم نمی کند
به مادرم سلام می کنم
..
و از دست هایش
که یک عمر
سایه بان التهاب هایم بوده
نوازش می طلبم
..
.
حالا که از آخرین لبخندت
غصه های زیادی می گذرد
..
به کلمه ی طیبه ی اسمت
پناه می برم..
.
به خدای مادرم قسم
دلتنگم
.

اللهم اجعل وفاتی ، قتلا فی سبیلک
تحت رایة نبیک
مع اولیائک ...

سکه نیست..
اما چیزی روی زمین
گم کرده ام
که شبیه اش را
در آسمان هم پیدا نکرده ام..

امروز دلم نیامد از خدا بخواهم
که غصه ی تو ام تمام شود
چرا که این غم
با همه ی دردهایش
برای من جز خیر چیزی نبوده
و ما رایت الا جمیلا ..

فقط دلم می خواست
جایی میانه ی راه
به کلمه ی نورانی اسمت
دست هایم برسد
به رویاهایم ..

آنجا که سعدی می گوید :
جز دوست نخواهم کرد از دوست تمنایی ..

و من به خدا شکایت می برم
که واژه هایم به تو نمی رسد
..

به مادرم سلام می کنم
و در بی نشانی خاک
دستش را می بوسم..

سید حسن حسینی



پ.ن : میدانم هنوز غم های زیادی
تا دست های تو فاصله دارم..
اما به لبخند تو قول می دهم
حتی اگر غم ها تار و مارم کنند
خاطرت را عزیز نگه دارم ..

آنجا که زکریا (سلام الله علیه) می گفت
که و لم اکن بدعائک رب شقیا ..
که ..
ان ربی لسمیع الدعا..
خدایی که من
در برابرش همیشه ظالم به خودم بوده ام
و او همیشه به من رحیم و لطیف بوده..
خدایی که یسبح له ما فی السموات و ما فی الارض..
خدای همیشه ی بی وفایی من
و همیشه مهربانی او..
و من از اینکه دست هایم خالی است
و هیچ قدمی در راهش بر نداشته ام
از خودم بیزارم ..
و از اینکه به دنیا گرفتار شده ام
و خواهش ها ذلیلم کرده .. به او شکایت می برم
..
و حزنی الی الله..

پ.ن :
انگار اگر چند زندگی هم به من مهلت بدهند
هنوز نمی فهمم ..
و نخواهم فهمید
الا من رحم ربی ..

پ.ن :دنیا هم که زیر و رو شود
و غصه ها هلاکم کنند
من از مادرم جدا نمی شوم
و گوشه ی چادر اثیری اش را
هرگز رها نمی کنم ..

و السلام.

به خدا دریای بغضم و
حتی موجی بر نمی آورم..
و جز اسم نازنین تو
پناه دیگری ندارم.
بر بودن و نبودنت صبر می کنم
تا مگر خدای تو از من راضی شود..
که ان الله رووف بالعباد
..

من بر آنم که این دعای فرج خواندن های ما
شبیه نامه نوشتن کوفی هاست..

گاهی شباهت دستخط ها
آدم را می ترساند ..

..

از من که بیشتر از یک جان بر نمی آید ..
همین هم تقدیم اسمت ..
بابی انت و امی و مالی و اهلی ..

السلام علیک حین تقوم ...



تقدیم به دست های نازنین بهاری که یک روز بالاخره می آید
و دل های منتظر را آرام می کند..

« پروردگارا ..ظهور عزیز دردانه ی عزیز عالم خلقت را
روز به روز نزدیک تر بفرما »